أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ(بمناسبت اجلاس اساتید و بیداری اسلامی)
| آيا وقت آن نرسيده است كه ملتهاى اسلامى از جاى خود برخيزند و سردمداران خود را يا در مقابل شرف اسلام خاضع كنند، و يا با آنان همچون ايران عمل كنند؟آيا حكومتهاى باصطلاح اسلامى در خواباند و نمىبينند كه امروز وضع ملتها غير از سابق است؟ نمىخواهند بفهمند كه چشم و گوشها باز شده است و فريبكاريهاى از قماش شرقى يا غربى توان خود را از دست داده است؟ نمىدانند و نمىبينند كه انقلاب اسلامى صادر يا در شرف صدور است، و با تأييدات خداوند متعال پرچم اسلام در آتيهاى نه چندان دور به دست ملتهاى اسلامى، بلكه مظلومان تشنه عدالت اسلامى، در سراسر عالم به اهتزاز درخواهدآمد؟(صحيفه امام خمینی(ره)، ج18، ص: 331)[1] |
34سال قبل، هنگامي كه امام خميني در روز 12 بهمن 1357 بعد از 14 سال تبعيد در خارج از كشور به ايران بازگشت، مردم ايران به او چنان ابراز عشق و علاقه كردند كه در تاريخ سياسي اين كشور بي نظير بود. امام خميني نيز به مردم ايران عشق ميورزيد و همين رابطه قلبي دو طرفه توانست نيروي قدرتمندي از اراده و همت پديد آورد كه بر همهي سلاحها و سياستها و نيرنگها فائق آمد و هيچ قدرتي نتوانست بر آن غلبه كند. راز و رمز غلبه امام خميني و مردم ايران، عليرغم نداشتن سلاح و امكانات، بر بزرگترين قدرتهاي منطقهاي و جهاني و پايان دادن به عمر ننگين رژيم منحط و فاسد شاهنشاهي و قطع نفوذ ا ستعمارگران در ايران اين بود كه امام خميني بر قلبها حكومت ميكرد و مردم نيز امام خميني را از جنس خود ميدانستند و به اين تشخيص خود اطمينان داشتند.[2]
امام (ره) تشيع را جهاني نمود و در اوج قدرت و اقتدار و مشروعيت باز هم در خانه اي بسيار معمولي و زندگي متوسطي داشت. اين شيوه و اسلوب امام (ره) بسياري از مسلمانان جهان را مجذوب حاکمي کرد که داعيه دين داشت .و ما پس از پيامبر (ص) و ائمه هدي(ع) چنين حاکم ديني را در تاريخ تجربه نکرديم.[3]
در خصوص نوع حکومت اسلامي و تفاوت های آن با ديگر انواع حکومتي در تاريخ ايران از نظر امام (ره) بايد گفت: «حکومت اسلامي هيچ يک از انواع و طرز حکومتهاي موجود نيست. حکومت اسلامي نه استبدادي است و نه مطلقه بلکه مشروطه است. البته نه مشروطه به معناي متعارف و فعلي آن که تصويب قوانين تابع آراء اشخاص و اکثريت باشد. مشروطه از اين جهت که حکومتکنندگان در اجراء و اداره مقيد به يک مجموعه شرط هستند که در قرآن کريم و سنت رسول اکرم(ص) معيّن گشته است. مجموعه مشروط همان احکام و قوانین اسلام است که باید رعایت و اجرا شود، از این جهت حکومت اسلامی حکومت قانون الهی بر مردم است... در این طرز حکومت حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست » (امام خميني(ره)، بيتا، ص45)[4]
دیری نپایید تا شاهد نفوذ آرمانهاي امام خميني به عمق جان ملت ها و علی الخصوص جهان عرب باشیم. در همین خصوص «جمال زهران» در گفت وگو با شبكه تلويزيوني العالم گفت: « من معتقدم ايران يك كشور محوري و بزرگي در منطقه عربي و اسلامي است و نقش بسزايي در تحولات منطقه ايفا مي كند.» زهران افزود: «ايران مي تواند از انقلاب هاي عربي حمايت كند و در كنار امت عرب و اسلام بماند. ما تاكنون شاهد آن بوده ايم كه انقلاب هاي رخ داده در برخي از كشورهاي عربي و اسلامي از جمله در مصر، ليبي، تونس و يمن تحت تاثير انقلاب اسلامي ايران صورت گرفته است.»استاد دانشگاه مصر نیز نقش ايران در منطقه را محوري توصيف و تاكيد كرد انقلاب هاي عربي متاثر از انقلاب ايران است.[5]اين وضعيت به وضوح قدرتهاي بزرگ و مدعي فرمانروایی جهان را به وحشت انداخته است، به طوري که تمام امکانات خود را بسيج کردهاند تا از چرخه ی جدید قدرت، در منطقه ی خاورمیانه به محوریت «اسلام سياسي» تحت نفوذ و هدايتگري ايران ،جلوگيري به عمل آورند، چرا که آنها اين بيداري اسلامي را که هم اکنون در چهره جنبشهاي مقاومت در لبنان، فلسطين، عراق و ... با قدرت رخ نموده است، بزرگ ترين چالش براي مديريت سياسي غرب به محوريت آمريکا می دانند. بردن مقاومت در قالب تروريسم و تلاش مبرهن غرب براي پيشگيري از مبدل شدن اين جريان فکري به نظام سياسي همه شاهد این مدعی است. آمريکاييها و یهودیان صهیونیسم به بهانه رخداد يازده سپتامبر ، طرح خاورميانه بزرگ (خاورميانه جديد) را با محوریت جغرافیای اسلام، طرح ریزی نمودند که مهم ترین اهداف آنان بدین قرار است: ۱ -تسلط بر مراکز نفتي و دولتهاي منطقه براي تامين فرايند ارزان، مطمئن و مستمر انرژي ۲-تامين امنيت و سلطه رژيم صهيونيستي بر منطقه خاورميانه ۳-مهار و يا انحراف جنبشهاي اسلامي براي جلوگيري از توسعه نفوذ آنها ۴- براندازي و يا مهار و محدودسازي جمهوري اسلامي ايران به عنوان موتور محرک جريان بيداري اسلامي اما پرواضح است که اين اهداف خود تابع درک و آگاهي از عمق بيداري اسلامي و نگراني از تبديل شدن اين جنبش فکري به مديران و سياستمداران آينده بوده است.[6]
در این خصوص توجه شما را به مصاحبه ی گزارش گر رجانیوز با یک دختر جوان اندونزیایی شرکت کننده در "اجلاس بین المللی جوانان و بیداری اسلامی" که در بهمن ماه سال گذشته در سالن همایش های برج میلاد تهران برگزار شده بود جلب می نمایم که موید همین مدعاست: وی که چفیهای را به عنوان روسری بر سر دارد و پرچم ایران را بر دوش انداخته ، از احساس خطر غرب نسبت به الگو شدن ایران در میان جوامع اسلامی خبر داد و گفت: «امریکا اکنون در یک عمل انجام شده قرار گرفته؛ برای همین می داند که ممانعت از وقوع انقلاب های اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا غیرممکن است. بر همین اساس در نظر دارد تا با تغییر الگوی حکومتی موردنظر مردم، باز هم شرایط را به نفع خود تغییر دهد. ترسی که از الگو شدن ایران اسلامی در رسانه های غربی وجود دارد، بر همین اساس است. آن ها هر روز نام یک کشور را به عنوان الگوی مطلوب نظام سیاسی اسلامی معرفی می کنند تا ایران فراموش شود؛ از ترکیه و مالزی گرفته تا عربستان و قطر.» اما نتیجه تلاش غربی ها چه خواهد شد؟ این دختر مسلمان اهل سنت این گونه پاسخ می دهد: «البته مشخص است که مسلمانان راه خودشان را انتخاب کرده اند. امام خامنه ای رهبر همه ما مسلمانان است و به خوبی راه را به ما نشان داده است. من به عنوان کسی که با انقلابیون بحرینی در ارتباط است، می گویم که تک تک سخنرانی های ایشان در سریع ترین زمان ممکن توسط خود مردم بحرین به عربی ترجمه می شود و به صورت دست به دست میان مردم می چرخد. تقریبا خانه ای در میان مردم انقلابی بحرین وجود ندارد که از کتاب ها، مقالات و سخنرانی های ایشان خالی باشد.»[7]
بيداري اسلامي نیز واژه پر مغزي است كه از سوي امام بيدار امت اسلام حضرت امام خامنه اي(مدظله العالي) خيلي قبل تر از اين انقلابها و خيزشهاي مردم منطقه عنوان شد . بيداري كلمه اي است كه پس از شنيدن ، اولين واژه اي كه به ذهن تبادر مي كند خواب است . بيداري ، پس از خواب زمستان و پس از خواب شامگاه است و نويد بيداري در حقيقت نويد طلوع صبح و آمدن بهار است.وجود مطهر امام زمان (عج) در قرآن كريم به تأويل ائمه طاهرين (عليهم السلام)ذيل آيه أليس الصبح بقريب « صبح » ناميده شده است و در تعبير زيارتها از آن وجود مطهر به « بهار » - السلام علي ربيع الأنام (بهار روزگاران) - ياد شده است.اين توجه ما را به اينكه در پس اين بيداري صبح و بهاري هست و آن بهار دلها يوسف زهرا (س) است اهميت اين واژه را تا حدي براي ما آشكار مينمايد .قبل از آمدن صبح ما شاهد بيدار شدن موجودات هستيم كه هر يك به زبان خويش نويد آمدن صبح را ميدهند . پرنده و چرنده هر يك به نواي خود قريب الوقوع بودن طلوع صبح را به خلائق مژده ميدهند . قبل از آمدن بهار هم بيدار شدن درختان و جانوران از خواب زمستاني و آب شدن برف و يخ كوهها و روئيدن سبزه ها حكايت از آمدن بهاري است كه البته بسيار نزديك شده است .اين خيزشهاي مردمي و بيداري اسلامي و اين توجهات مردم و گرايش آنها به اسلام مانند بيدار شدن دسته دسته موجودات براي استقبال از صبح و بهار ميباشد ؛ و در آنسو اضمحلال هر روزه جبهه كفر هم مثل ذوب شدن اثرات سرماي زمستان و رفع تاريكي ، نويدي بر نزديك شدن بهار دل انگيز ظهور و طلوع صبح سعادت از افق مكه معظمه يعني فرج مولايمان حجت بن الحسن العسکری(عج) است.[8] باش تا صبح دولتت بدمد *** كاين هنوز از نتايج سحر است
[2]روزنامه ی جمهوری اسلامی 12 بهمن ماه سال 1389
[5]روزنامه ی کیهان-چهارشنبه 22 آذر 1391 - شماره 20379
برچسب ها : ارتباط بیداری اسلامی با مهدی موعودعج,انقلاب های عربی با محوریت ایران,بیداری اسلامی,بیداری اسلامی تا ظهور منجی عالم,مقدمه ی حکومت عادلانه ی مهدوی,تاثیر ایران بر منطقه,حکومت داری در منظر معمار کبیر انقلاب,خاورمیانه ی اسلامیحکومت اسلامی,زوال دولت های دست نشانده ی آمریکا,زوال قدرت آمریکا,نوع حکومت اسلامی از نظر امام
| | | لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | | امتیاز : |
نوشته شده در تاریخ 25 آذر 1391 و در ساعت : 03:20 - نویسنده : ســـاناز
