تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




اسرائیل از ولادت تا اضمحلال(قسمت دوم) s
به وبلاگ ما خوش آمدید - لطفا صفحه را تا پایان مشاهده کنید
اسرائیل از ولادت تا اضمحلال(قسمت دوم)
قسمت دوم:عوامل زایش اسرائیل از افسانه تا دست های پشت پرده
یهودیان همان‌گونه که قرآن به تحریف‌گری آنها صراحت دارد،در بسیاری از وقاعی تاریخی دست‌ می‌برند و حوادث را آن‌گونه تأویل و تفسیر می‌کنند که درحال‌حاضر به آن نیاز دارند.ضمن آنکه اساسا ممکن است برخی وقایع را قلب و اصل ماجرا را به گونه‌ای دیگر بیان نمایند. هولوکاست یا افسانه قتل‌عام شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم یکی از نمونه‌های بارز تحریف‌گری یهودیان در عصر مدرنیسم است که عده‌ای مورخان آزاده با انواع و اقسام وسایل علمی و فرهنگی آن را افشا نموده و زیر سؤال برده‌اند. داستان مسادا از مشهورات نادر تاریخ یهود است که هم‌اکنون یهودیان با رنگ‌ولعابی که از آن‌ ساخته‌اند،به آن می‌بالند و آن را در قالب‌های مختلف به رخ جهانیان می‌کشانند که ساخت فیلم مسادا به کارگردانی بوریس ساگال و با نقش‌آفرینی "پیتر اتول‌" از نمونه‌های آشکار سرمایه‌گذاری کمپانی‌های‌ صهیونیستی همچون یونیورسال است که با این هدف برای آینده و حال یهود از بطن تاریخ سراسر محنت و مخدوش یهود،اسطوره استخراج می‌کنند.
مسادا،کلمه‌ای عبری به معنی قلعه و پناهگاه است.مسادا قلعه‌ای قدیمی است که در سال‌ 1842 در جنوب شرقی فلسطین،بر روی قله کوه صخره‌ای(که در منابع عبری به نام تپه‌ مسادا و در منابع عربی تپه مصعده یا مسعده یا سبه گفته شده است)کشف شد.این کوه در قسمت شرق بیابان بحر المیت‌ قرار دارد.قلعه مسادا از لحاظ طبیعی پناهگاه خوبی است،چرا که در قله کوه واقع شده است و دامنه‌های کوه نیز شیب بسیار تندی دارد.ارتفاع قسمت شرقی‌ قلعه به 450 متر می‌رسد درحالی ‌که قسمت غربی آن 100 متر ارتفاع دارد.طول قلعه 600 متر و عرض آن بین 130 تا 240 متر است.ارتفاع کوه از سطح دریا 462 متر است.از سوی دیگر به‌وسیله دره‌های عمیقی از قسمت خشکی اطراف خود جدا شده و راه‌های منتهی به قلعه‌ صعب العبور و خطرناک است.
دور قلعه دیواری به طول 1400 متر و ضخامت 4 متر کشیده شده بود که تعداد زیادی برج‌ روی این دیوار وجود داشت. این قلعه منابع آبی کافی داشته که از آب باران تأمین می‌شده است. باتوجه‌به مواردی که گفته شد دشمنانی که قصد ورود به این منطقه را داشتند معمولا از جان خود می‌گذشتند. اسطوره مسادا-طبق آنچه در مدارس اسرائیل به دانش‌آموزان آموزش داده می‌شود-در سال 66 میلادی و با آغاز نافرمانی گروهی از یهودیان(انقلابیون)و فرار آنها به سمت قلعه مسادا و تصرف آن قلعه آغاز شد.این عده سیکاری‌ها نامیده می‌شدند.
تبصره:
سیکاری‏ها (Sicarii) از کلمه لاتین (Sica) گرفته شده و به‌معنای خنجر کوچک است.به سبب اینکه این عده‌ همواره با خود خنجر حمل می‌کردند به این نام خوانده می‌شدند.سیکاری‌ها خنجر خود را داخل لباس‌هایشان‌ مخفی می‌کردند و برای کشتن قربانیان خود آن را بیرون می‌کشیدند.آنها به‌ویژه از عیدها برای غارت و کشتار مردم استفاده می‌کردند. همچنین بعضی گروه‏های تندرو نیز فلسفه سیکاری‏ها را برای ترور دیگران بنیاد نهادند تاجایی‏که حتی بعضی از آنها نام‏ سیکاری بر گروه خود گذاشتند؛مانند گروهک سری یهودی که در دهه 70 برای انفجار مسجد الاقصی برنامه‏ریزی کرده بودند.
masada_columb2در سال 70 عده دیگری از سیکاری‌ها به آنان ملحق شدند.همه این افراد از کسانی بودند که قبل از آنکه ارتش روم،قدس‌ را اشغال کند از آنجا گریخته بودند.سیکاری‌ها تحت رهبری«الیعازار بن یائیر»در این قلعه‌ پناه گرفتند.آنها هنگامی‌که متوجه شدند رومی‌ها به سمت آنان لشگرکشی کرده‌اند با خود پیمان بستند که تا آخرین نفس از قلعه مسادا دفاع کنند.ارتش روم قلعه را به محاصره خود درآورد.به‌طوری‌که هیچ‌کس نمی‌توانست از این محاصره فرار کند.یهودیانی که در قلعه‌ بودند 960 نفر بودند که در میان آن زنان و بچه‌ها نیز به چشم می‌خوردند.این عده سه سال‌ درمقابل ارتش روم دفاع کردند.اما در سال 73 و هنگامی‌که به شکست خود در برابر رومی‌ها مطمئن شدند،دو راه پیش‌روی خود دیدند.
اول اینکه شکست سختی از سپاه روم‌ بپذیرند و به بدترین نحو کشته شوند و راه دوم اینکه اسیر شوند و به اسرای جنگی تبدیل‌ گردند.
در این هنگام آنها همه اشیای قلعه را به آتش کشیدند.سپس به‌صورت دسته‌جمعی‌ خودکشی کردند تا کرامت خود را حفظ کنند. "الیعازار بن یائیر" قبل از خودکشی سخنرانی حماسی ایراد کرد و مردم را به مرگ‌ دسته‌جمعی و خودداری از پذیرش شکست و تسلیم شدن دعوت نمود.او در آغاز این‌ سخنرانی گفت: «ما هیچ‌گاه خود را خدمتگزاران رومی‌ها و یا هیچ‌کس دیگری قرار نمی‌دهیم،جز خداوند متعال که عین عدالت و حقیقت و آفریدگار بشر است.» از حدود هزار نفری که در قلعه مسادا سنگر گرفته بودند هفت زن و کودک باقی ماندند که‌ آنها نیز در لوله‌های آب مخفی شده بودند.بله،مقدر بود که این عده زنده بمانند تا قصه مسادا را منتشر کنند،قصه‌ای که هم‌اکنون نیز سمبل فداکاری و اخلاص یهود است!! برخی محققان بر این اعتقادند که رژیم صهیونیستی با طرح این داستان ،به‌ویژه در عصر حاضر که مشکلات عدیده و بحران‌های کمرشکن،کیان صهیونیسم را به مخاطره جدی انداخته،بر آن‌ است تا : اولا یهودیان ساکن اراضی اشغالی را برای محصور شدن در گتو یا مسادای دیگر آماده کند ثانیا این مفهوم را القا کند که برای یهودیان ساکن اراضی اشغالی هیچ راه بازگشتی نباید باشد،حتی اگر مجبور باشند خودکشی کنند ثالثا این تصور را در آنها ایجاد کند که اگر زمانی هم توانستید از کیان‌ صهیونیستی خارج شوید به‌هیچ‌عنوان زمینه بازگشت به محل سابق زندگی خود را ندارید،به‌ویژه با گسترش فضای یهودستیزی که خود صهیونیست‌ها عامل آن هستند. آنها با این داستان به یهودیان‌ باوراندند که اجداد آنها مرگ را از رها کردن سرزمین و ذلت اسارت ،ترجیح می‌دادند و به‌ همین علت هم اسطوره‌های مقاومت و شجاعت شدند. و حال‌آنکه اساسا یهودیان پس از تجربه بسیار پرهزینه خود در اسرائیل و تحمل مصائب و مسائل متعدد و نداشتن امنیت بیشتر به فکر مهاجرت معکوس یا«یریدا»هستند و نمی‌توان به‌سادگی از کنار این‌ واقعیت گذر کرد که هم‌اکنون نزدیک به یک میلیون نفر از پنج میلیون و دویست هزار نفر از یهودیان‌ تبعه رژیم صهیونیستی،در خارج از این کیان به سر می‌برند و روزبه‌روز بر مهاجرین از اسرائیل افزوده‌ می‌شود. باوجوداین،اسرائیلی‌ها با استناد به افسانه‌های قدیمی و خیالات واهی خود،قدرتی پوشالی‌ برای خود دست‌وپا کرده‌اند.البته تاریخ و اکتشافات باستان‌شناسی بر دروغ بودن این مطالب‌ صحه می‌گذارد،اما بااین‌حال صهیونیست‌ها مهارت خاصی در سیاسی و تبلیغاتی کردن این‌ افسانه‌ها دارند.آنها به‌وسیله تبلیغات فشرده و منسجم خود سیاستگزاران و افکار عمومی‌ اسرائیل را به نفع حکومت با خود همراه می‌کنند. جنبش‌های جوان‌گرای صهیونیستی از این اسطوره برای شکل‌دهی هویت نوجوانانی استفاده‌ می‌کردند که به تازگی عضو این جنبش‌ها شده بودند و به نوعی یک عملیات وسیع شستشوی‌ مغزها را آغاز نمودند تا به یهودیان بقبولانند که مرگ یا خودکشی دسته‌جمعی بهتر از تسلیم‌ شدن دربرابر اشغال‌گران است.به همین منظور در سال 1940 در امریکا سازمان جوانان‌ صهیونیستی با نام مسادا تشکیل شد که بعضی از اعضای آن در زمینه شهرک‌سازی یهودی‌ در فلسطین نیز فعالیت می‌کردند. ازآنچه گذشت روشن می‌شود که امروز دیگر مسادا جزء لا ینفک هویت شخصی و اجتماعی‌ یهودیان و از افسانه‌های مهم ساختگی یهود به نفع رژیم صهیونیستی به حساب می‌آید. بسیاری از کاوش‌های باستان‌شناسی در نقاط مختلف فلسطین که در سه دهه آخر قرن‌ بیستم انجام شده است،افتخارات اسرائیلی‌ها را در فلسطین زیر سؤال برده و دروغ و پوشالی‌ بودن ادعاهای آنها را ثابت کرده است،زیرا آنها هیچ دلیل مستندی بر ادعاهای خود ندارند. حوادث جدید نشان می‌دهد که اسرائیل،مسادای دیگری برای خود در سرزمین فلسطین درست کرده است که آن‌ را با نام دیوار حائل می‌شناسیم.او می‌خواهد به این وسیله امنیت همه را از بین ببرد و در پشت دیوارهای بلند آن مخفی شود تا از قدرت مقاوت شجاعانه مردم و انتفاضه فلسطین در امان باشد.اما آخرین سؤالی که مطرح است این است که آیا زمان خودکشی دسته‌جمعی‌ اسرائیل در میان دیوارهای مسادای جدیدش نزدیک شده است؟مثل همان کاری که سیکاری‌ها در قلعه مسادای خود انجام دادند.
israel-palestin mapفلسطین بخشی از جهان اسلامی و پاره‏ای از سرزمین‏های عربی می‏باشد که از شمال به لبنان‏ و از شمال شرق به سوریه و از شرق به رود اردن و از جنوب به دریای سرخ و از جنوب‏ غربی به صحرای سینا اتصال دارد.فلسطین دارای وسعتی بالغ بر 27000 کیلومتر مربع‏ می‏باشد و از اواسط قرن هفتم میلادی تاکنون،در حدود سیزده قرن،بخشی از سرزمین‏ اسلامی و عربی به شمار می‏آید. سرزمین موعود نیز یکی دیگر از این اسطوره‌هاست که به زعم یهودیان خداوند آن را مخصوص آنها قرار داده است و ادعا می کنند تورات تحریف شده ی فعلی نیز به آن اشاره کرده است. در عهد «عتيق» به ابراهيم(ع) وعده داده شده است كه «به ذريّت تو اين زمين را مى‏بخشم» و نيز آمده است: «اين زمين را از نهر عظيم، يعنى، فرات به نسل تو بخشيده‏ام». بر فرض صحّت چنين آياتى در تورات (با توجه به تحريف تورات در موارد متعددى) و دلالت آنها بر چنين وعده‏اى از سوى خداوند (آن هم در فلسطين كنونى و زمان حاضر) حالات زیر برای آن قابل تصور است:
  1. تمامى اين وعده‏ها به ابراهيم(ع) و نسل‏هاى آن حضرت داده شده است. بديهى است كه يهوديان نسل منحصر به فرد حضرت ابراهيم نبودند؛ بلكه اعراب نيز ـ كه فرزندان اسماعيل و ابراهيم(ع) هستند ـ از اعقاب ابراهيم بوده و مشمول وعده الهى مى‏شوند.
  2. در تورات اشاره شده كه اسماعيل نيز از اعقاب «تو» (ابراهيم) است. در واقع يهود و اعراب، هر دو اعقاب ابراهيم به شمار مى‏روند، زيرا اسماعيل جدّ پدرى اعراب و اسحاق (پدر حضرت يعقوب) جدّ پدرى يهوديان، از فرزندان ابراهيم بودند.
  3. زمانى اين وعده به ابراهيم داده شد كه «ميثاق ختنه» در جريان بود (قربانى كردن اسماعيل از سوى پدرش ابراهيم). در اين زمان سرزمين كنعان (فلسطين) به عنوان ملك دائمى، به ابراهيم(ع) و اعقاب او وعده داده شد. آن هنگام، اسحاق فرزند ديگر ابراهيم(ع) متولد نشده بود. بنابراين، يهوديان (از اعقاب اسحاق)، نمى‏توانند مدعى حق انحصارى بر فلسطين شوند.
  4. نمى‏توان از نظر انسان‏شناسى، ثابت كرد كه تمامى يهوديان كنونى، اعقاب ابراهيم(ع) هستند. از اين رو دليلى ندارد كه همه يهوديان را، وارثان وعده الهى در مورد فلسطين بدانيم.
  5. بسيارى از يهوديان صهيونيست، معتقدند بازگشت به «صهيون و ارض موعود»، يك فرايند روحى و معنوى است؛ نه تشكيل مجدد حكومت اسرائيل.
  6. به نظر برخى از منتقدان يهودى صهيونيسم، وعده‏هاى تورات در رابطه با بازگشت به «ارض موعود» تحقق يافته است؛ زيرا يهوديان پس از تبعيد به بابل، به وسيله كورش (پادشاه ايران) آزاد شدند و مجددا به «يهوديه» بازگشتند و ديوارهاى «اورشليم» را مجددا ساختند و معبد «هيكل سليمان» را بازسازى كردند. در ادبيات یهود نيز (عهد عتيق و جديد)، مسأله بازگشت دوباره، هرگز پيش‏گويى نشده است.
با این همه متاسفانه شاهد انحصار طلبی یهودیان در سرزمين فلسطين هستیم تا جاییکه این افسانه مجوّزى براى تشكيل دولت نژادپرست اسرائيل و ظلم و تعدّى به حقوق مسلّم ساكنان اصلى اين سرزمين شده است. همچنین "روژه گارودی" متفکر فرانسوی در بیان این مطلب به این نکته اشاره می‌کند: «این اسطوره همچنان به‌صورت دستاویزی برای استعمار خونین در منطقه باقی مانده‌ است.» از دیگر اسطوره‌های معاصر،افسانه صحراست که معتقد است فلسطین سرزمینی است که‌ ساکنی ندارد پس متعلق به قومی است که سرزمین ندارد.این اسطوره در گفته‌های‌ سیاستمداران بزرگ اسرائیل نیز تأثیر داشته است.مثلا گلدا مایر در شماره 15 ژوئن 1968 در روزنامه انگلیسی ساندی‌تایمز می‌گوید: «فلسطینی‌ها اصلا وجود ندارند،مسأله ما این نیست که ملتی در فلسطین هستند که‌ خود را فلسطینی می‌دانند و ما آمده‌ایم و از خانه و زندگی‌شان بیرون کرده‌ایم،چراکه‌ آنها اصلا وجود ندارند.» هنگامی که انیشتین از حییم وایزمن-یکی از رهبران سازمان جهانی صهیونیسم و اولین‌ رئیس‌جمهور اسرائیل-می‌پرسد: اگر فلسطین به یهودیان واگذار گردد سرنوشت اعراب آنجا چه خواهد شد؟ حییم وایزمن در پاسخ می‌گوید: اعراب دیگر کیستند؟آنها تقریبا وجود خارجی ندارند. به‌عبارت ‌دیگر اسرائیلی‌ها طوری با مردم رفتار می‌کنند که گویی آنها وحشیان سرخ‌پوستی‌ هستند که هیچ حق مالکیتی بر سرزمین خود ندارد و حتی حق زندگی هم ندارد.بنابراین باید از این سرزمین بروند یااینکه استعمار شوند،همان کاری که غرب با سرخ‌پوستان ساکن‌ امریکای شمالی انجام داد.اما ملت فلسطین همیشه ثابت کرده است که درمقابل خونخواری‌ های اسرائیلیان تسلیم نمی‌شود و زیر بار مهاجرت اجباری اسرائیل هم نمی‌رود.آنها نشان داده‌اند که‌ فریب سیکاری‌ها و فداکاری دروغینشان را در داخل قلعه مسادا نخواهند خورد و جهاد را تا آزادسازی تمامی اراضی اشغالی فلسطین ادامه خواهند داد.جنگ پیروزمندانه ی غزه که با پیروزی حماس به پایان رسید نیز مؤید همین مطلب است.
حال جای طرح این سوال وجود دارد که: q40اگر«ارض موعود»انگیزه اصلی و ریشه‏ای روآوردن به فلسطین و اشغال آن است،باید دید شعار«اسرائیل بزرگ»و آرمان برپایی«حکومت یهود از نیل تا فرات»چه جایی دارد؟ یا اینکه اگر فلسطینی‏ها از میهن خود به کلی دست بکشند و آن سرزمین را دربست به‏ صهیونیست‏ها واگذار کنند،لیکن از دست‏اندازی‏شان بر منابع نفتی و ذخایر گرانبهای منطقه‏ پیشگیری شود و یا اینکه اصولا منابع‏ انرژی‏زای منطقه به پایان برسد و بوی‏ نفت به مشام آنان نرسد،آیا در آن‏ صورت نیز در چهاردیواری فلسطین به‏ زندگی ادامه می‏دهند و خاک آن را به‏ عنوان«ارض موعود»مقدس می‏شمارند؟
مسأله«ارض موعود»و اینکه یهودیان براساس وعده تورات به سرزمین فلسطین دلبستگی‏ و وابستگی داشته و دارند و روی امید به این نوید رهسپار آن دیار شده ‏اند و... دستاویزی‏ بیش نیست و نمی‏تواند انگیزه اصلی و«علت ایجاد کننده»باشد. صهیونیست‏ها اگر اندیشه و انگیزه‏ مادی و اقتصادی در سر نداشته باشند،نه به«ارض موعود»بها می‏دهند و نه نوید آن را باور دارند و اصولا صهیونیست‏ها به هیچ دینی-حتی دین یهود-پایبند نیستند و ادیان را به کلی‏ خرافی،پنداربافی و موهوم می‏دانند و یکی از هدف‏های آنان دین‏زدایی است.(برای مشاهده ی مستندات پیرامون این مدعی به قسمت اول این مقالات سه گانه_ قسمت اول:از کوزه همان تراود که در اوست… _مراجعه فرمایید) در این نکته تردیدی نیست که از دید صهیونیست‏ها«ارض موعود»آنجاست‏ که روی دریایی از طلای سیاه و زرد شناور باشد و فردا اگر نفت و دیگر نیروهای انرژی‏زا و اصولا منابع‏ زیرزمینی و ذخایر گرانبهای منطقه خاورمیانه به پایان رسید و در برابر،در منطقه دیگر جهان‏ منابعی سرشار از نفت و طلا و...کشف شد،بی‏درنگ صهیونیست‏ها از تورات ساخته و پرداخته دست خود،آیاتی می‏تراشند که«ارض موعود»ی در آن منطقه دارند و باید به آن‏ سرزمین مقدس مهاجرت کنند! divarno«ارض موعود» و نوید آن برای فریب افکار عمومی و پدید آوردن گیرایی در میان یهودیان‏ عامی و کشانیدن آنان به آن سرزمین دستاویز پرمایه‏ای است،لیکن نمی‏توان باور کرد که‏ صدها کارشناس زبردست،مستشاران نظامی و متخصصان اقتصادی یهود از کشورهای پیش‏ رفته جهان،از زندگی آرام و بی‏دغدغه خود دست کشیده و به فلسطین شتافته‏اند تا در پای‏ دیوار ندبه‏( بنا بر باور یهودیان دیوار ندبه از آخرین باقیمانده های هیکل سلیمان و دومین پرستشگاه اورشلیم و مرکز دعا و منبع الهام برای یهودیان در اسرائیل و سراسر جهان است) به گریه و زاری بایستند و وعده تورات را در ارض موعود تحقق بخشند!؟ صهیونیست‏ها از آن روز که به منابع زرخیز خاورمیانه پی بردند،به یاد«ارض موعود» افتادند و بر آن شدند با همدستی و همراهی دولت‏های مقتدر این نقشه خود را جامه عمل‏ بپوشانند و در کنار چاه‏های نفت مأوا گزینند و به آزمندی‏ها و زراندوزی‏های خود درنگ دینی‏ دهند و با شعار بازگشت به«ارض موعود»بر سرزمین‏های اسلامی دست یابند و با هرمکتب، مرام و اندیشه‏ای که با آز و نیاز مادی آنان ناسازگاری داشته باشد،به نبرد برخیزند و آن را از سر راه آمال و آرزوهای خود کنار بزنند. صهیونیست‏ها در راه چیرگی بر منابع زرخیز کشورهای اسلامی تا آن پایه آزمند و بی‏قرارند که در درازای تاریخ در هر مقطع و برهه‏ای که زورمداران خون‏آشام آهنگ‏ خاورمیانه کردند و در راه چیرگی بر سرزمین‏های اسلامی به جنگ و خونریزی دست زدند، صهیونیست‏ها را می‏بینیم که در کنارشان ایستاده و آتش‏بیار معرکه بودند و چه بسا نقش‏ ریشه‏ای در جنگ‏های خانمانسوز داشتند و دارند. صهیونیست‏ها پیوسته برآنند که با زورمداران و ابرقدرت‏ها بسازند و بر ملت‏های ناتوان و مستضعف بتازند و بدین‏گونه با همدستی ابرقدرت‏ها منابع سرشار و زرخیز ملت‏ها را غارت‏ کنند و بر ثروت و قدرت خود بیفزایند.آنها با این استراتژی خود توانسته‏اند نقش بسزایی در رویدادهای گوناگون،در عرصه بین‏المللی داشته باشند و نقشه‏ها و نیرنگ‏های خود را در کنار زورمداران و جهانخواران به پیش ببرند.  
مستندات:
تعمّق در مقالات دائرة‌المعارف یهود درباره زندگی اعضای خاندان لوی مشاركت مالی و اطلاعاتی خاندان لوی در عملیات الیگارشی صلیبی سده‌های سیزدهم و چهاردهم میلادی را روشن می‌كند كه اسناد این دودمان از سده سیزدهم میلادی تا به امروز محفوظ است. یهودا لاوی ، متصدی گردآوردی مالیات «آراگون» و خزانه دار جیمز اول بود. یهودا لاوی مبالغ هنگفتی پول به جیمز اول وام داد تا با آن ناوگانی تشكیل دهد و به جنگ با مسلمانان بپردازد و پس از آن پسران و كارگزاران یهودی شان در كارهایی مشابه، راه را برای سلطه بر مسلمانان باز كردند.( ر.ك. عبداللّه شهبازی، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، 1377ـ1383 (دوره پنج جلدی)
همچنین در حمله ی مغول به کشورهای اسلامی،یهودیان با آنان همکاری داشتند و از اروپا برای آنان‏ اسلحه تهیه کردند،سلاح‏های قاچاق را در صندوق‏های شراب جا می‏دادند و به مغولان می‏رسانیدند.( تاریخ فتوحات مغول،ترجمه ابو القاسم حالت،ص 225)
با نگاهی به پیشینه و کارکرد صهیونیست‏ها در درازای تاریخ می‏توان اهداف و انگیزه آنان‏ را در یورش به فلسطین و برپایی دولت صهیونیستی در آن سرزمین چنین برشمرد :
الف)دستیابی بر منابع سرشار و درآمدزای خاورمیانه،به ویژه نفت از راه‏ سلطه بر نیل تا فرات
ب)پیشبرد نقشه‏ها و توطئه‏های اسلام‏ زدایی صهیونیست‏ها اسلام را بزرگ‏ترین و استوارترین سد در برابر منافع و مقاصد خود می‏بینند و به این واقعیت به درستی‏ پی‏برده‏اند که با پیروی توده‏ها از اسلام ناب محمدی(ص)چیرگی بر مناطق نفت‏خیز خاورمیانه و غارت سرمایه‏های این کشورها با دغدغه‏ها،دردسرها و آسیب‏های گوناگونی‏ همراه است و چه بسا با خیزش‏های اسلامی دست آنان به کلی از سرمایه‏های گرانبار کشورهای اسلامی کوتاه شود.از این رو،پیوسته برآنند که با شیوه‏ها و شگردهای رنگارنگ‏ و با به نمایش درآوردن مکتب‏ها و اسم‏های وارداتی و اشکال تراشی‏ها و سفسطه‏های‏ گوناگون ایمان توده‏های باورمند به اسلام را سست کنند و بی‏بند و باری،اباحی‏گری و سرانجام اندیشه‏های سکولاریزم را در میان جامعه اسلامی رواج دهند.آنها بر این باورند با پدید آوردن دولت صهیونیستی و ضد اسلامی در منطقه بهتر می‏توانند به این توطئه جامه عمل‏ بپوشانند. (برای کسب اطلاعات بیشتر مراجعه فرمایید به قسمت اول مقاله _از کوزه همان تراود که در اوست.._ پایان بخش الف)
ج)به خدمت گرفتن یهودیان با شعار«ارض موعود» صهیونیست‏ها برای پیشبرد اغراض و امیال خود در جهان و رویارویی با نیروهای مردمی‏ و آزادی‏خواه جهان به یاری و همراهی یهودیان نیازی مبرم دارند و دریافته‏اند که بهترین‏ شگرد برای به خدمت گرفتن یهودیان و کشانیدن آنان به رویارویی با ملت‏های مسلمان این‏ است که فلسطین را برای مردم یهودی مقدس بنمایانند و بازگشت به آن سرزمین را از آرمان‏های دینی و براساس فرمان خدای یهود و کتاب مقدس وانمود کنند و بدین‏گونه نه تنها یهودیان را از سراسر جهان به آن سرزمین بکشانند،بلکه از باورهای دینی یهود در راه‏ واداشتن آنان به فداکاری و جانفشانی برای صهیونیست‏ها بهره‏برداری کنند.از این رو داستان‏های گوناگونی ساختند و آیاتی از کتاب‏های تحریف شده یهودیان بیرون کشیدند که‏ یهودیان را به«ارض موعود»فرامی‏خواند!
    بررسی روزنه های محدثه ی رژیم منفور اسرائیل این نکته درخور یادآوری است که برخی از مقامات و سردمداران یهود،پیش از آنکه نقشه‏ و انگیزه دست‏ اندازی بر منابع زرخیز خاورمیانه را دنبال کنند، سالیان درازی در اندیشه پدید آوردن یک کشور مستقل برای یهودیان بودند تا آنان را از شرایط ناهنجاری که در کشورهای‏ گوناگون داشتند رهایی بخشند آنها از دولت‏های مقتدر می‏خواستند که در یک گوشه جهان‏ وطنی برای آنان در نظر بگیرند. از نخستین مقامات جهود که اندیشه کشور مستقلی برای یهودیان را مطرح کرد«مردخای‏ ایمان نوئل»سرکنسول امریکا در الجزیره بود.او جزیره‏ای را در کنار آبشار نیاگارا در اختیار گرفت و بر آن شد در آن محل یک دولت یهودی تشکیل دهد و طی اعلامیه‏ای یهودیان جهان را به مهاجرت به آن جزیره فراخواند.لیکن این پیشنهاد او با استقبال روبه‏رو نشد.برخی از سردمداران یهودی بر آن شدند در آرژانتین،اوگاندا،کنیا و...محلی برای اسکان دسته‏جمعی‏ یهودیان بیابند و پیشنهاداتی نیز دادند لیکن با بازتاب مثبت یهودیان روبه‏رو نشدند،یهودیان‏ این‏گونه طرح را نوعی تبعید دسته‏جمعی می‏پنداشتند و از آن دوری می‏گزیدند.اینجا بود که‏ سردمداران یهوید دریافتند که برای گردآوری یهودیان در یک سرزمین و پدید آوردن یک‏ دولت یهودی بایستی از ایدئولوژی بهره بگیرند.از این رو،آنگاه که بوی نفت خاورمیانه مشام‏ آزمندان جهود را نوازش داد یکباره دریافتند که طبق وعده تورات و نوید پیامبران جهود، فلسطین«ارض موعود است»و یهودیان وظیفه‏مندند که به آن سرزمین مقدس برگردند؛و با این انگیزه حرکت«صهیونیزم»را پایه‏ گذاری کردند. جنبش«صهیونیزم»در اواخر قرن نوزدهم در اروپا شکل آشکار پیدا کرد.یکی از رهبران یهودی به نام«دکتر لئون پینسکر»طی اطلاعیه‏ای نگاشت: «...یهودیان نباید انتظار روزی را بکشند که دیگران به آنها آزادی و تساوی حقوق عطا نمایند بلکه باید سرنوشت خویش را شخصا به دست گرفته و خود را نجات دهند. بیگانگان شدیدا از ما منزجرند و تنها راه درمان این بیماری که«عداوت»نام دارد تمرکز و اجتماع ما در سرزمین خود و به نام ملت واحد است.برای نیل به این منظور عموم‏ طبقات ملت یهود باید دست به دست هم بدهند...» این اطلاعیه به دنبال کشتار یهودیان در سال 1881 در بسیاری از شهرهای‏ روسیه آن روز مانند«اودسا»و «اوکراین» صادر شد. «پینسکر»این‏ کشتار را بر پایه«عداوت بیگانگان»نسبت‏ به یهودیان وانمود می‏کند،لیکن واقعیت‏ این است که این آزمندی و خود برتربینی‏ و خیانت یهودیان بود که دیگران را به‏ ستوه می‏آورد و به اعتراف خود «پینسکر»حتی قشرهای تحصیل کرده و روشنفکر و عناصر دانشگاهی را نیز به‏ شرکت در سرکوب یهودیان وامی‏داشت. ژرفای خود برتربینی یهودیان تا آنجاست که دکتر پینسکر در این اطلاعیه خود،مردم غیر یهودی را رسما «بیگانگان» می‏خواند! و در آن اوضاع‏ و شرایطی که یهودیان زیر فشار قرار دارند،از نیش و ناسزا به غیر یهودیان خودداری‏ نمی‏کند. «دکتر پینسکر»به دنبال این اطلاعیه به سازمانی به نام«حووه صیون»(دوستداران صیون) در خاک روسیه پیوست و در سال 1884 رهبری این سازمان را خود بر عهده گرفت و فعالیت‏ صهیونیست‏ها از آن روز که به منابع‏ زرخیز خاورمیانه پی بردند،به یاد «ارض موعود»افتادند و بر آن شدند با همدستی و همراهی دولت‏های‏ مقتدر این نقشه خود را جامه عمل‏ بپوشانند و در کنار چاه‏های نفت مأوا گزینند و به آزمندی‏ها و زراندوزی‏های خود رنگ دینی دهند. این سازمان را به منظور کوچ‏دادن یهودیان به سرزمین فلسطین شدت بخشید.شماری از یهودیان اروپای شرقی طبق برنامه‏ای که جمعیت«دوستداران صیون»برایشان می‏ریختند رهسپار فلسطین شدند و به خرید زمین و باغ دست زدند و به کشاورزی پرداختند. دیری نپایید که اندیشه بازگشت به فلسطین در میان یهودیان اروپای غربی نیز اوج گرفت و در پی گذشت بیش از یک دهه از اعلامیه«دکتر پینسکر»،دکتر تئودور هرتزل نیز در سال‏ 1895 در کتابی به نام«دولت یهود»طرح اشغال فلسطین را مطرح کرد و روی آن پای فشرد. این موضع‏گیری او در پی سرکوب‏ یهودیان در فرانسه صورت گرفت.زیرا که فرانسوی‏ها دریافتند نقشه‏های سری‏ آنان به وسیله یهودیان به دست آلمانی‏ها افتاده است از این رو،به خشم آمدند و به‏ سرکوب و راندن یهودیان دست زدند و سروان دریفوس را به اتهام جاسوسی و تسلیم نقشه به آلمانی‏ها،به محاکمه‏ کشیدند و پس از محاکمه در دادگاه‏ نظامی وی را به زندان انداختند. هرتزل نیز در کتاب خود«عذاب دادن یهودیان»را زاییده پراکندگی و نداشتن کشور مستقل‏ آنان می‏نمایاند او به دنبال پخش این کتاب و به راه انداختن تبلیغات گسترده‏ای در راه لزوم‏ بازگشت یهودیان به فلسطین،سرانجام در سال 1897 سران و نمایندگان جهود را به‏ گردهمایی در«کنگره صهیونیزم»در شهر«بال»سویس فراخواند.در این گردهمایی که‏ صهیونیست‏ها پیوسته برآنند که با زورمداران و ابرقدرت‏ها بسازند و بر ملت‏های ناتوان و مستضعف بتازند و بدین‏گونه با همدستی ابرقدرت‏ها منابع سرشار و زرخیز ملت‏ها را غارت کنند. این اجلاس نخستین کنگره نمایندگان عموم یهودیان به شمار می‌آمد،سازمان جهانی صهیونیزم (WZO) رسما پایه‌گذاری شد و برنامه تشکیلات صهیونیزم به صورت زیر به تصویب رسید:
  1. سکونت دادن یهودیان در سرزمین فلسطین و واداشتن آنها به کار زراعتی و صنعتی.
  2. متشکل نمودن ملت به وسیله فعالیت مؤسسات محلی یا عمومی.
  3. تقویت آشنایی و حس ملی.
  4. فعالیت سیاسی برای جلب موافقت ملل بزرگ.
تشکیلات صهیونیزم به سه شاخه«صهیونیزم سرمایه‌داری»،«صهیونیزم مذهبی»و «صهیونیزم کارگری»تقسیم شد و در راه فراهم کردن زمینه برای تشکیل دولت صهیونیستی‌ در فلسطین هریک از شاخه‌های سه‌گانه مسئولیت ویژه‌ای بر عهده گرفت«صهیونیزم‌ مذهبی»مأموریت داشت که به توده‌های یهود بیاوراند که مهاجرت به فلسطین،بازگشت به‌ «ارض موعود»است و طبق وعده تورات بر عموم یهودیان در سراسر جهان واجب است به آن‌ سرزمین بشتابند!و دولت جهانی یهود را برپا کنند و بر همه انسان‌ها ریاست و سروری داشته‌ باشند!
سوال)آیا خرید زمین های سرزمین فلسطین از سوی رژیم اسرائیل حق حاکمیت بر آن را به آنان تفویذ نمی کند؟ در مسئله خريد بعضى از زمين‏هاى سرزمین فلسطين از سوى يهوديان بايد به عواملى از قبيل: «مقدار آن»، «زمان خريد»، «اهداف پشت پرده آن» و بالاخره «رابطه آن با مشروعيت نظام سياسى حاكم» توجه داشت. سياستگذاران صهيونيسم، در آغاز ورود مهاجران يهودى و در زمانى كه هنوز نيات شوم آنان (تسلط بر سرزمين فلسطين)، براى مردم آنجا مشخص نبود؛ جهت قانونى جلوه دادن اقدامات خود و پنهان كردن اهداف و نيات دراز مدت خويش، تعداد محدودى از زمين‏هاى زراعى و يا مسكونى را از فئودال‏هاى مالك (افندى‏ها) خريدارى كردند. پس از محكم كردن جاى پاى خود، با روش‏هايى نظير ايجاد رعب و وحشت، ترور و كشتار دسته‏جمعى فلسطينيان (مانند قتل عام دير ياسين، صبرا، شتيلا و ...)، ويران كردن منازل و روستاهاى عرب‏نشين به عنوان نمونه، اتحاديه حقوق بشر اسرائيل فاش مى‏ كند كه از 11 ژوئن 1967 تا 15 نوامبر 1969 بيش از 20000 خانه متعلق به اعراب، در اسرائيل و در كرانه غربى رود اردن با ديناميت ويران شده‏اند و در سال 1949 نيز دولت اشغالگر اسرائيل حدود 400 شهر و روستاى عرب‏نشين فلسطين را تخريب و به جاى آنها جنگل مصنوعى ايجاد كرد. و سپس مصادره زمين‏هاى مهاجران، سياست‏هاى شوم خود را در مورد جمعيت و سرزمين‏هاى اعراب عملى كردند.بر اين اساس دو سوم سرزمين‏هاى اعراب مصادره شد.( ر.ك: اسداللَّه رضايى، بررسى سير تحول دولت در سرزمين فلسطين، (نشر گنج معرفت، ص 31)) پس از اخراج يك و نيم ميليون فلسطينى، "زمين های متعلق به يهوديان" آن گونه كه مسئولان "صندوق ملى يهود" مى‏ گويند در زمان اعلاميه بالفور (1917) سه و نيم درصد و در 1947م. شش و نيم درصد بود. اما امروزه بيش از 93 درصد اراضى فلسطين، به صورت كاملاً غيرقانونى و غاصبانه در مالكيت يهوديان است. (همان، ص 33) اين در حالى است كه در سال 1948م. فلسطينى‏ها مالك 97 درصد از اراضى اين كشور بودند. بر اين اساس درصد زمين‏هاى خريدارى شده، بسيار ناچيز و غيرقابل اعتنا است.(تنها قریب 3 درصد از زمین ها از سوی یهودیان خریداری شده بودند) نكته ديگر آنكه، به فرض آنکه يهوديان به صورت كاملاً قانونى و بدون هيچ‏گونه فريب و نيرنگى، درصد زيادى از زمين‏هاى فلسطينيان را خريدارى مى‏كردند؛ اما داشتن املاك زياد باعث مشروعيت آن رژيم نمى‏شد؛ زيرا: اولاً، يهوديان فلسطينى نسبت به ساير سكنه فلسطين در اقليت هستند. ثانياً، مردم فلسطين - حتى عده كمى هم كه زمين به يهوديان فروختند هرگز حق تعيين سرنوشت خويش را به يهوديان نسپردند. ثالثاً، از نظر حقوقى، اساساً حق تعيين سرنوشت - كه حق حاكميت ناشى از آن است قابل واگذارى و معامله‏پذير نيست. چنان که در بند چهارم قطعنامه سازمان صهیونیزم در بالا اشاره شده است،صهیونیست‌ها به این نکته رسیده بودند که سلطه بر فلسطین و برپایی دولت در آن سرزمین بدون پشتیبانی‌ و حمایت همه‌جانبه دولت‌های مقتدر جهان-به ویژه استعمارگران غرب-تحقق نمی‌یابد.بیرون‌ راندن ملتی از سرزمین آبا و اجدادی آنها و سلطه بر مال و زمین و دارایی و میهن آنان افزون‌ برداشتن سلاح‌های مدرن و پیشرفته و توانایی‌های مادی و نظامی،رویارویی با جهان اسلام‌ و رویارویی با موازین انسانی و اصول بین‌المللی و نادیده گرفتن افکار جهانی بود.این‌ سدشکنی‌ها، بی‌پروایی‌ها و حق‌کشی‌ها کاری نبود که بدون یاری و پشتیبانی ابرقدرت‌ها از مشتی جهود سرگردان، سرخورده و آواره ساخته باشد.از این رو،صهیونیست‌ها با دولت‌های گوناگون(چه ابرقدرت‌ها،چه دولت‌های مقتدر اسلامی و غیر اسلامی)به گفتگو و رایزنی نشستند و هردولتی را طبق شیوه و شگردی کوشیدند به یاری و همکاری با خود وادارند و از همراهی آنان در راه اشغال فلسطین برخوردار شوند و آن دولت‌هایی را که در راه سلطه صهیونیست‌ها به فلسطین سنگ‌اندازی و مانع‌تراشی می‌کنند،با توطئه‌های رنگارنگ‌ به تسلیم و سازش بکشانند و یا از سر راه بردارند. دولت‌های مقتدر-به ویژه‌ استعمارگران غربی-به ایده و اندیشه‌ صهیونیست‌ها برای اشغال فلسطین روی‌ خوش نشان دادند،آمادگی خود را برای‌ همه‌گونه یاری و همراهی به منظور رسیدن صهیونیست‌ها به این آمال و آرزوی دیرینه‌شان اعلام کردند. دولت‌های اروپایی از همراهی با صهیونیست‌ها در راه اشغال فلسطین و پدیدآوردن دولت جهود در آن سرزمین‌ چند نقشه و اندیشه را دنبال می‌کردند:
1-اهمیت فلسطین
فلسطین از نظر استراتژیکی برای استکبار جهانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است،زیرا الف:در یکی از مهم‌ترین نقاط تلاقی سه قاره آسیا،آفریقا و اروپا قرار دارد. ب:در قلب ذخایر انرژی پربار خاورمیانه واقع شده است. ج:در مجاورت بزرگ‌ترین آبراه‌های بین‌المللی از جمله کانال سوئز قرار گرفته است. د:مرکز پیدایش سه دین بزرگ الهی می‌باشد و شهر بیت المقدس،برای مسلمانان،مسیحیان و یهودیان،مقدس است.از این رو،برای پدید آوردن اختلاف و کشمکش میان مردم بومی آن‏ سرزمین و پیاده کردن تز«تفرقه بینداز و حکومت کن»می‏توان از آن بهره‏برداری کرد.‌ اروپاییان و در پیشاپیش آنان دولت بریتانیا می‏دیدند که فلسطین پلی است که سه قاره‏ اروپا،آسیا و آفریقا را به هم پیوند می‏دهد و از طرف دیگر بخش‏های آسیایی-آفریقایی جهان‏ عرب را به یکدیگر متصل می‏کند و مهم‏تر اینکه در کنار صحرای سینا و آبراه کانال سوئز قرار دارد،و سلطه بر آن برای کنترل سواحل غربی و شرقی مدیترانه،دریای سرخ و اقیانوس هند از اهمیت بالایی برخوردار است. از این رو،سلطه بر فلسطین و جداکردن آن از سوریه و اردن تنها خواست صهیونیست‏ها نبود، بلکه از هدف‏های استراتژیک و ریشه‏ای‏ استعمارگران نیز به شمار می‏رفت.
2- رویارویی و ستیز با اسلام و اسلام‌خواهان.
اروپایی‌ها از دوران جنگ‌های صلیبی که از 1096 آغاز شد و طی چند سده اداه یافت،به‌ ژرفایی قدرت اسلام پی بردند و در دوره‌های دیگر نیز نیرومندی اسلام را در مبارزه با زورمداران و تجاوزگران بیش‌تر آزمودند.حکم جهاد علمای اسلام بر ضد روسیه در سال‌ 1826 که ارتش نیرومند روسیه را در لنکران،شیروان،گنجه و شهرهای دیگر ماورای قفقاز در هم شکست.حکم آیت اللّه مسیح تهرانی بر ضد سفیر گستاخ دولت روسیه تزاری در سال‌ 1200 ش که با کشته شدن گریبایدوف،سفیر و شماری از اعضای سفارت تزار در تهران پایان‌ اروپایی‌ها از دوران جنگ‌های‌ صلیبی که از 1096 م آغاز شد و طی‌ چند سده ادامه یافت،به ژرفایی‌ قدرت اسلام پی‌بردند و در دوره‌های‌ دیگر نیز نیرومندی اسلام را در مبارزه با زورمداران و تجاوزگران‌ بیش‌تر آزمودند. قیام مردم ایران بر ضد فراموشخانه و فراماسونری به رهبری ملا علی کنی و تکفیر ماسون‌ها از جانب آن عالم اسلامی که به آتش کشیدن فراموشخانه و تار و مار شدن‌ ماسون‌ها کشیده شد(1238 ش)مبارزه و مخالفت ملا علی کنی با قرارداد رویتر که به سقوط دولت ماسونی میرزا حسین خان سپهسالار و لغو قرارداد رویتر منجر شد(1252 ش).حرکت‌ سید جمال الدین اسدآبادی در دهه 60 که کاخ امپراتوری بریتانیا را به لرزه درآورد،حکم‌ میرزای شیرازی بر ضد قرارداد رژی که کمر کمپانی رژی را شکست(1270)و نهضت‌ عدالت‌خواهی علمای عصر مشروطه(1280)و...هریک به نوبه خود زنگ خطری بود که‌ گوش‌های استعمارگران و زورمداران جهان را آزار می‌داد و لرزه بر دل‌هایشان می‌افکند.آنها از کینه دیرینه یهود نسبت به اسلام و مسلمان‌ها آگاهی داشتند و در این اندیشه بودند که با گماردن دولتی یهودی در میان کشورهای اسلامی،ستیز با اسلام را که طی چند سده دنبال‌ کرده بودند،شکل تازه‌ای ببخشند و ریشه‌ای‌تر پی بگیرند. استعمارگران غربی می‌دانستند که‌ استقرار جهود در فلسطین خنجری خواهد بود بر قلب اسلام،و خواه ناخواه جهان اسلام را به‌ مخمصه‌ای گریزناپذیر دچار خواهد کرد.
3- دور ماندن از فتنه‌گری و آتش افروزی صهیونیست‌ها
اروپا در درازای تاریخ از توطئه‌ها،کارشکنی‌ها و پیمان‌شکنی‌ها،آتش‌افروزی‌ها و فتنه‌گری‌های جهود خسته و آزرده بود. یهودیان در هرکشوری که حضور داشتند نقش ستون‌ پنجم را بازی می‌کردند و به سود دشمنان آن کشور و ملت به جاسوسی،خبرچینی،دزدی، شایعه‌پراکنی و...دست می‌زدند، از این رو،یهودیان را در هیچ کشور اروپایی راه نمی‌دادند. در انگلستان نزدیک به چهار صد سال ورود یهودیان ممنوع بود.از سال 1290 تا 1657 م دولت‌ بریتانیا حتی به یک نفر یهودی رخصت نداد در آن کشور زندگی کند. در فرانسه مردم به سبب‌ خیانت‌ها و جاسوسی‌هایی که یهودیان به سود بیگانگان داشتند بارها آنان را مورد حمله و سرکوب قرار دادند و از فرانسه بیرون راندند،به طوری که در سال 1394 م یک نفر یهودی در فرانسه یافت نمی‌شد.در اسپانیا،ایتالیا،شوروی،لهستان،مجارستان،سوئد و کشورهای دیگر اروپا نیز سالیان درازی ورود یهودی‌ها را ممنوع کرده بودند. (هم‌اکنون نیز طبق آخرین نظرسنجی‌ها،یهودی‌ها،به ویژه یهود صهیونیستی مورد نفرت مردم اروپا هستند. لیکن سرسپردگی و وابستگی حاکمان اروپا به زرسالاران یهود و امیال و اغراض استعماری،دولت‌های غربی را به پشتیبانی بی‌چون و چرا از رژیم صهیونیستی واداشته است.) اروپایی‌ها با کوچ دادن صهیونیست‌ها به سرزمین فلسطین به یک کرشمه دو کار کردند، از توطئه‌ها و آتش‌ افروزی‌های پیاپی و دامنه‌دار یهودیان‌ خود را رهایی بخشیدند و دیگر اینکه این‌ آتش فتنه را بر جان جهان اسلام انداختند.
4- کنترل صهیونیست‌ها
استعمارگران با گردآوری یهودیان در فلسطین،آنان را در شرایطی قرار دادند که هیچ‌گاه نتوانند از دولت‌های مقتدر جهانی-به ویژه غربی- احساس‌ بی‌نیازی کنند. استعمارگران می‌دانستند که یهودیان در فلسطین در محاصره‌ دشمنان سوگند خورده خود هستند و از نظر تکنولوژی و نظامی هراندازه پیشرفته و مجهز شوند بدون پشتیبانی استکبار جهانی هیچ‌گاه نخواهند توانست به حیات خود ادامه دهند و دولت انگلیس برای شکست نیروی‌ عثمانی بر آن شد که با وعده‌های‌ دروغین به عرب‌ها و انگیختن‌ اندیشه‌های ناسیونالیستی و نوید برپایی امپراطوری عربی آنان را در درون سرزمین عثمانی به خیزش و شورش وادارد و بدین‌گونه دولت‌ عثمانی را از درون با ناآرامی‌ها و درگیری‌های شکننده دست به‌ گریبان سازد. استعمارگران با کوچ‌دادن صهیونیست‌ها و یهودیان به‌ فلسطین آنان را زیر کنترل خود قرار دادند و به بن‌بست بی‌بازگشت دچار ساختند که باید پیوسته در جنگ و ستیز و خونریزی و قربانی‌دادن به سر برند و گرنه به نابودی و فروپاشی‌ روبه‌رو می‌شوند.در واقع صهیونیست‌ها در فلسطین اشغالی ناگزیرند مجریان و مأموران‌ بی‌چون و چرای جهانخواران و سپر بلای آنان باشند.
5- درمانده کردن کشورهای اسلامی
استکبار جهانی و نفتخواران بین‌المللی از پیشرفت،ترقی و استقلال اقتصادی و سیاسی‌ کشورهای اسلامیی سخت وحشت دارند.آنها به درستی دریافته‌اند اگر این کشورها از نظر سیاسی و اقتصادی به مرحله خودکفایی برسند،با داشتن سرمایه‌های سرشار مادی و معنوی‌ می‌توانند عزت،عظمت و کرامت از دست‌ رفته خود را بازیابند و دست تبهکاران، فزونخواهان و جهانخواران را از سرنوشت کشورها و ملت‌های مسلمان‌ کوتاه کنند. با پدید آمدن دولت‌های‌ صهیونیستی در قلب جهان اسلام، دولت‌های کشورهای اسلامی خواه ناخواه‌ ناگزیرند یکی از این دو راه را برگزینند؛ یا با رژیم صهیونیستی به نبرد و مبارزه‌ برخیزند و درآمد کشورشان را به خرید تجهیزات نظامی و جنگی صرف کنند و از عمران و آبادی و سازندگی باز بمانند و در کنفرانس«سان ریمو»که در سال‌ 1299 ش(1920 م)بر پا شد، دولت‌های انگلیس،فرانسه،ایتالیا، ژاپن،یونان و بلژیک شرکت داشتند و درباره تجزیه سرزمین‌های حوزه‌ امپراتوری عثمانی،واگذاری‌ فلسطین به صهیونیست‌ها و جریان‌های دیگر خاورمیانه به توافق‌ رسیدند. یا راه سازش و کنارآمدن با اشغال‌گران فلسطین را در پیش گیرند که در این صورت رژیم‌ صهیونیستی با ترفندها و نیرنگ‌های خود اقتصاد و زراعت کشورشان را فلج خواهد کرد و منابع زرخیز آن کشور را به یغما خواهد برد و راه را برای غارت‌گری و تاخت و تاز جهانخواران در آن کشورها هموار خواهد ساخت،چنانکه در حال حاضر مصر به آن دچار شده است.
6- بنیاد پایگاهی نظامی مورد اطمینان
جهانخواران با گماردن یهودیان در فلسطین به عنوان یک دولت،پایگاه نظامی بسیار مجهز و آماده‌ای برای خود پدید آوردند.آنها برای کنترل منابع زرخیز خاورمیانه-به ویژه نفت-به‌ پایگاهی نظامی آماده نیاز دارند.برخی از دولت‌های کشورهای اسلامی که از اقمار استعمار غرب به شمار می‌روند،نمی‌توانند پایگاه مطمئنی برای نفت‌خواران باشند زیرا چه بسا با یک‌ حرکت مردمی فروپاشند و نقشه‌ها و نیرنگ‌ها و سرمایه‌گذاری‌های استعمار یک روزه بر باد رود.استعمارگران می‌دانستند با پدید آوردند«اسرائیل»در خاورمیانه،نیرومندترین، مجهزترین و مطمئن‌ترین پایگاه را برای خود ایجاد می‌کنند.
7- رواج دادن فساد و فحشا
از انگیزه‌های استعمار،از کوچ دادن یهودیان به فلسطین،گسترش فساد و بی‌بند و باری در میان جوانان مسلمان بود. استعمارگران به این نکته پی برده بودند که یکی از شگردها برای‌ دورکردن ملت‌ها از اسلام و باورمندی اسلامی، دامن زدن به فساد و فشا در میان آنان‌ می‌باشد و یهودیان در رواج دادن این شگرد و آلوده‌کردن مسلمانان کامیابی بیشتری دارند، زیرا طبق آورده‌های تورات تحریف شده و دیگر کتاب مقدس آنان، یهودیان در فساد و فحشا و بی‌بند و باری حد و مرزی نمی‌شناسند،از این رو یک محیط را به فوریت آلوده می‌کنند. یهودیان در کتاب‌های مقدس خود به حضرت لوط و حضرت داوود این دو پیامبر خدا نسبت بی شرمانه ی زنا با نامحرمان و هم‌بستر شدن با دختران‌شان را می‌دهند تا راه هرگونه زشت‌کاری و بی‌بند و باری را برای خود هموار کنند. مثلا در کتاب‌های مقدس یهود می‌خوانیم: «...من دختران شما را در حینی که زنا می‌کنند و عروس‌های شما را در حینی که‌ فاحشه‌گری می‌نمایند کیفر نخواهم کرد.» تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
8. تخریب ادیان و ترویج سکولاریزم
jastinصهیونیست‏ها و همزاد آنان(فراماسون‏ها)از مخالفان سرسخت ادیان و باورمندی‏های دینی‏ هستند.آنها به ظاهر مبارزه با خرافه‏ پرستی،کهنه‏پرستی،و پنداربافی را از هدف‏های خود وانمود می‏کنند لیکن ستیز با ادیان-به ویژه اسلام-از برنامه‏های‏ استراتژیکی آنان می‏باشد.این دو سازمان زیر پوشش«خردگرایی»،«انسان‏ سالاری»(اومانیزم)و«بالا بردن درک و فهم بشر»و«مبارزه با خرافات و عقاید کهنه»ریشه‏ای‏ترین و گسترده‏ترین‏ رویارویی با ادیان آسمانی را دنبال‏ از نخستین تاکتیک‏ها و ترفندهای‏ استعماری در راه پدید آوردن‏ جدایی و رویارویی میان پیروان‏ اسلام،زنده کردن اندیشه‏های‏ نژادپرستانه و ناسیونالیستی و نادیده گرفتن برادری اسلامی در میان آنان بود. می‏کنند و از بزرگ‏ترین و آرمانی‏ترین خواسته‏های آنان رواج دادن مادی‏گرایی(ماتریالیسم)، پس راندن اندیشه‏های سازنده و آزادی‏بخش دینی می‏باشد.انکار صانع و وحی و نبوت،نیز انکار بقای ارواح و بهشت و دوزخ و انکار جهان ماوراء الطبیعه و فرشتگان،از اندیشه‏های‏ زیربنایی صهیونیست‏ها و فراماسون‏ها می‏باشد.برابر باور آنها: «...انسان‏های اولیه،به علت عدم اطلاع از چگونگی رویدادهای طبیعی،به این نیروها نسبت خدایی داده‏اند،مانند خدای باران،خدای توفان و...با گذشت زمان و به تدریج‏ تعداد خدایان به چند خدا و عاقبت به یک خدا تنزل پیدا کرد...خدایان زاییده اذهان‏ مایند...»( فراماسونری و یهود،ص 188) همچنین آورده ‏اند: «...انسان اولیه در مقابل نیرو و عظمت رویدادهای طبیعت،به قدرت‏های ماوراء الطبیعه اعتقاد پیدا کرده و با این توهمات ادیان اولیه ظاهر گردیده‏اند...» ( فراماسونری و یهود،ص 189) نوشته‏اند:«فعالیت‏های مختلف‏[ماسون‏ها و یهودی‏ها]در جهت تخریب ادیان و دشمنی با دین موجب شده بود تا مسیحیان جهان از ماسونی احتراز نمایند.چنین وضعی مانع نابودی ادیان می‏گردید.لذا با به کارگیری روش‏های‏ مختلف و با ارائه ماسونی با ظاهر مظلوم و معصوم،موجبات ماسون شدن عده زیادی مسیحی فراهم شد... ماسون‏ها و یهودی‏ها با رسوخ و نفوذ به صفوف مسیحیان و مسلمانان برای پس راندن عقاید دینی آنان بسیار خوب سازمان‏دهی شدند... صهیونیست‏ها و فراماسون‏ها برای سست کردن پایه‏های اعتقاد دینی مردم روش گام به گام را به کار می‏گیرند. خود چنین اعتراف دارند:«...موقعی که در اتاق تاریکی در حال خواب و بیداری هستید،اگر کسی لامپ اتاق را روشن نماید مخالف با میل شما عمل کرده است،زیرا چشمان شما به تاریکی خو گرفته و از نور زیاد متأثر خواهد شد.دوست دارید روشنایی با نور کم شروع شود...در اصل ماسونی همین عمل را انجام می‏دهد:تاباندن‏ آرام آرام نور و ضیاء بر چشمان خواب و بیدار...»(همان،ص 267)منظور از تاباندن آرام نور و ضیاء بر چشم‏ نیمه بیدار به کاربری تاکتیک‏ها و روش‏های مناسب و تدریجی و نامرئی در راه سست کردن پایه‏های دینی و کشانیدن دین‏باوران به سکولاریزم است. استعمار انگلیس و دیگر دولت‏های‏ مقتدر اروپا که از اسلام ضربه‏های‏ سنگینی خورده بودند،چنین پنداشتند که‏ وجود این سازمان‏های لائیک و ضد دین‏ در کنار کشورهای اسلامی و ملت‏های‏ دین‏باور مسلمان می‏تواند نقش مهمی در سست کردن باورمندی‏های دینی‏ مسلمانان بازی کند و آنان را دست کم به‏ «تسامح و تساهل»،اباحی‏گری،بی‏بند و باری و بی‏تفاوتی بکشاند. از این رو،دولت‏های اروپایی-به ویژه دولت انگلیس که نقشه‏های ویرانگر،غارت‏گرانه و استعماری دامنه‏داری برای کشورهای اسلامی در سر داشت-با صهیونیست‏ها در راه اشغال‏ فلسطین و برپایی رژیمی صهیونیستی همراهی نشان دادند و کارشناسان و طراحان خود را برای پیاده کردن این نقشه به بررسی و ارزیابی فراخواندند.اروپاییان این واقعیت را به‏ درستی دریافته بودند که چیرگی بر فلسطین و گردآوری یهودیان در آن سرزمین و برپایی‏ یک دولت صهیونیستی به آسانی شدنی نباشد و به دگرگونی همه‏جانبه در منطقه از نظر سیاسی،جغرافیایی و اقتصادی نیازمند است و باید زمینه آن دگرگونی فراهم شود.
منابع و مواخذ:
  • سایت ویکی پدیا
 

برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ 25 آذر 1391 و در ساعت : 03:00 - نویسنده : ســـاناز
آخرین مطالب نوشته شده
  • کد نمونه پخش
  • تست پخش آهنگ
  • NOSRAT 79
  • NOSRAT 77
  • NOSRAT 78
  • NOSRAT 85
  • test2
  • جالب ترین های اینترنتی
  • per month
  • Body Language for Leaders with Carol Kinsey Goman
  • latest
  • ssssssssssssss
  • گزارش کار اینویتیشن
  • سوده
  • علی سورس
  • صفحه به صفحه ی تاینی
  • movies
  • لینک
  • hoit
  • 3 وبلاگ سایت سلامتی
  • Copyright © 2010 by http://imahdio.samenblog.com