من یادم هست سالها پیش در منزل قبلی ما یک آقایی
به دیدن پدرم آمد.
ما در اتاقمان پردههایی بود که اینها توسط سه میخ به
دیوار متصل شده بودند.
این آقا به پدرم گفت تمام منزل صد و چند متری شما با
صد تومان چوب پردههایش تأمین میشود.
چوب پرده متری بیست و پنج ریال بود.
آن آقا گفت شما چرا برای این کار به خاطر صد تا تک تومنی مضایقه میکنید؟
آیتالله بهجت فرمود چوب پرده برای چه؟
آن آقا گفت برای اینکه این پرده به دیوار بماند.
پدرم نگاهی به پردهها کرد و گفت حالا هم این پرده ایستاده دیگر!
آن آقا که متوجه زشتی صحبتش شده بود به پدرم گفت آقا حداقل شما یک حرکتی انجام دهید که ما هم بتوانیم زندگی کنیم.
زندگی شما یک خط بطلان روی زندگی ماست و شما حداقل به فکر ما نیز باشید.
پدرم فرمود بله مثلا بنده جهنم بروم که شما بتوانید اینطور زندگی کنید.
بیچاره آن آقا ماند چه بگوید.
این چیزها پوسته زندگی است و مغز آن چیز دیگریست.
بعد هم که به این منزل آمدیم، من میخواستم موکت برای اینجا تهیه کنم.
موکت متری 300 تومان بود و من دیدم نمیشود و پدرم نیز نمیپذیرد که این مبلغ را برای موکت بدهیم.
برچسب ها : بهجت,زندگی دنیا,زندگی دنیا در نظر علما,عالم ربانی,آیت الله بهجت,مرد خدایی
| | | لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | | امتیاز : |
نوشته شده در تاریخ 4 تیر 1392 و در ساعت : 03:40 - نویسنده : ســـاناز