با پيروزي انقلاب اسلامي، آمريكا كه منافع خود را در ايران از دست رفته ميديد، تلاشهاي گستردهاي را براي براندازي اين نظام نوپا آغاز كرد. علاوه بر فعاليتهاي گستردهي جاسوسي و ايجاد غائلههاي قومي در نواحي مرزي ايران كه با محوريت سفارت آمريكا در تهران ساماندهي ميشد، سازمان جاسوسي آمريكا (CIA) هم طرح فونيكس (phoenix) را براي مقابله با انقلاب اسلامي مردم ايران طرحريزي كرد. بر اساس اين طرح، بايد سران نظام نوپاي اسلامي از ميان برداشته ميشدند تا جمهوري اسلامي به زانو درآيد.
هدف در واقع اين بود كه يك خلأ قدرتي در كشور ايجاد شود و نيروهاي سازمانيافتهي تروركننده، جايگزين اين قدرت شوند. يعني هرج و مرجي پديد بيايد تا امکان این انتقال قدرت فراهم شود،البته اين اتفاق نيفتاد و به عکس موجبات آشکار گشتن فساد اندیشه های بنی صدر و طرفدارانش گردید.
اگر بنا بود اين بطلان انديشه از طريق مباحثات كلامي پيش رود، شايد سالها طول ميكشيد اما با اين قبیل ترورها، يكشبه و يكروزه فساد خود را آشكار ساخت. مردم به اين فكر فرو رفته بودند كه اگر رقيب حرف حساب دارد پس نيازي به كشتار ندارد!
از جمله بزرگانی که در این طرح ،مورد سوء قصد و ترور منافقین قرار گرفته اند ، شهید دکتر بهشتی است که به مناسبت سالگرد شهادت این بزرگ مرد،در ادامه مختصری از خصائص اخلاقی و بیوگرافی ایشان را از نظر می گذرانید.
مختصری از زندگی پرفراز و نشیب آیت الله دکتر شهید بهشتی
شهید سید محمدحسین بهشتی در دوم آبان 1307 هجری شمسی در اصفهان چشم به جهان گشود. وی از چهار سالگی به مکتب رفت و در اندک زمانی قرائت قرآن و خواندن و نوشتن را آموخت و در سال 1321 وارد حوزه علمیه شد. به سال 1325 یعنی در هجدهمین بهار زندگی خود به قم عزیمت کرد و در کنار تحصیل علوم دینی، در سال 1327 موفق به دریافت دیپلم ادبی در امتحانات متفرقه گردید. در همان سال، وارد دانشکده الهیات شد و در سال 1330 با دریافت درجه لیسانس به قم بازگشت و در دبیرستان حکیم نظامی مشغول تدریس زبان انگلیسی شد. در سال 1331 ازدواج نمود که حاصل این پیوند، دو پسر و دو دختر بود. وی در سال 1333، دبیرستان دین و دانش قم را تأسیس نمود و تا سال 1342 سرپرستی آن را برعهده داشت. در فاصله سالهای 1335 تا 1338، دوره دکترای فلسفه الهیات را گذراند سپس، با شرکت فعال در مبارزات سالهای 41 و 42 از سوی ساواک مجبور به عزیمت از شهر قم به تهران گردید.
این شهید راست قامت تاریخ ، به پیشنهاد و درخواست آیتالله حائری رحمه¬الله و آیتالله میلانی رحمه¬الله به هامبورگ عزیمت و سرپرستی مسجد و تشکل مذهبی جوانان آن شهر را عهدهدار و به فعالیتهای عمیق دینی و فرهنگی پرداخت. در طی این مدت سفرهایی به عربستان، سوریه، لبنان، ترکیه و عراق(به منظور دیدار امام رحمه¬الله) انجام داد.
سرانجام در سال 1349، به ایران بازگشت و به فعالیتهای علمی، فرهنگی و سیاسی روی آورد. در این مدت، چندین بار توسط ساواک دستگیر و روانه زندان شد.
در آذرماه 1357 به فرمان امام خمینی رحمه¬الله شورای انقلاب را تشکیل داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به عنوان رهبر در صحنههای سیاسی، اجتماعی به فعالیت میپرداخت.
حزب جمهوری اسلامی را با هدف تربیت و شناسایی نخبگان سیاسی فرهنگی پایهگذاری نمود.
در تدوین قانون اساسی به عنوان نایب رئیس مجلس خبرگان ایفای نقش میکرد.
پس از استعفای دولت موقت در سال 1358، مدتی به عنوان وزیر دادگستری و سپس، از سوی امام خمینی رحمه¬الله به ریاست دیوان عالی کشور منصوب گردید.
وی سرانجام در حین انجام وظیفه در این سمت بود که در شامگاه 7 تیر سال 1360 در حین سخنرانی در تالار حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار ساختمان حزب توسط منافقین به همراه کاروان 72 نفره خود به خیل عظیم شهدای کربلا پیوست.
برچسب ها : آخرین سخن دکتر بهشتی,اهداف دکتر بهشتی,خاطرات آیت الله بهشتی,دکتر بهشتی,زندگی نامه آیت الله بهشتی,سخنان آیت الله بهشتی,فضائل اخلاقی دکتر بهشتی,لحظه شهادت دکتر بهشتی,موسس حزب جمهوری اسلامی,نظر آیت الله خامنه ای درباره دکتر بهشتی,نظر امام خمینی درباره شهید بهشتی,چرا بهشتی مظلوم است,کتاب های دکتر بهشتی
| | | لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | | امتیاز : |
نوشته شده در تاریخ 7 تیر 1392 و در ساعت : 05:06 - نویسنده : ســـاناز





